حسین (ع ) می آید

حسین (ع ) می آید  

حسین (ع ) می آید ، با گلویی درخشان از نوری که سال ها بعد حکایت خواهد گفت .

مبارک با د آمدنت ، چون آمدی تا سفینه ی نجاتمان شوی وچراغ هدایت وحسین مان باشی واشکهایمان برای تو ، آتش

دوزخ ازجسم ضعیفمان برگیرد.

یا ابا عبدالله ، ای کودک علی ، ببین چه کردی با عالمی که حتی ، درآمدنت نیزچشم ها اشکبار است وما دانستیم هدا چگونه بنده اش را عزیز می کند ، شادی مان از آمدنت ، از این است ، تا بیاموزیم که چگونه وفادار بمانیم به دین ، وچگونه با غربت وشرف سربرخاک بساییم ...وببینیم این بدن خاکی چگونه می تواند تا اوج علیین پرواز کند ، تا بوی خوب خدا ، درمیلاد تو ، ای شاه بیت غزل های محمد (ص) چگونه باید نثار کرد ؟

اشک شویم وبرگونه های خویش گرم  بباریم  ؟ یا خنده  شویم  وبر ارتفاعات صورت  به  اهتزاز درآییم ؟

 

این سنت پیامبر است که  در شکفتن تنها تو ، سیلاب اشک بر دشت  چهره سبزش ، خیل  سوا ل بر فوج فوج ساحل نشینان فرات غمزه اش هیمه کرد ، که چرا پیامبر در میلاد حسین می گرید . اول کسی که گریستن برمصیبت ها ورنج های تو ، سنت نهاد ، پیامبر بود که با دیدن قنداقه درخشانت یاد بر افروختگی عاشقانه عاشورایی تو افتاد و به گلو و سینه و پیشانی پر تقدیرت بوس ها نثارکرد .

سلام برتو و روزی که زاده شدی ،

سلام بر تو وروزی که به اوج عرش پرواز کردی

ومبارک باد آمدنت بر همه ی جستجوگران حقیقت .

 

هر روز عاشوراست و هرزمینی کربلاست .

 

با تشکراز حسین بابایی

/ 0 نظر / 58 بازدید