نقش بزرگ تجربه و خلاقیت در کارایی روابط عمومی

  جناب آقای داریوش چهرازی

 رییس روابط عمومی شرکت نفت خزر

روابط عمومی را هنر هشتم نام نهاده اند. چرا هنر و چرا هشتم؟

هنر است، زیرا اگر چون حضرت موسی(ع) یدبیضا را نیز در دست باشی، باز بی نیاز از هنر نیستی و باید به هنر فصاحت و بلاغت  هارون متوسل شوی و هشتم است چون تقسیم بندی 7 گانه سنتی عرصه هنر، در برابر واقعیت های پدیده ای نو بنام روابط عمومی در جهان معاصر تاب مقاومت نیاورد و لاجرم این پدیده را نیز به جمع خود پذیرا شد.

 اگر در عرصه هنر، تئاتر را هنری جامع بدانیم که در آن جمیع هنرها دخالت دارند و آمیزه ای است از موسیقی، دکور، نقاشی، فن بیان، طراحی، لباس، گریم، شعر، نثر، قلم و اندیشه و ...باید روابط عمومی را نیز در عرصه سازمان های صنعتی و اجتماعی جهان امروز پدیده ای از این دست بدانیم.

یعنی پدیده ای آمیخته به علوم روانشناسی، مخاطب شناسی، جامعه شناسی، زیبایی شناسی، علوم ارتباطات، تکنیک های رسانه ای، فیلم، عکس، انتشارات، قلم، فنون سخنرانی، آئین نگارش، طراحی، گرافیک و هزاران هنر ریز و درشت دیگر.

اما در این میان، آنچه که لبه تیغ اثر گذاری این پدیده را تیز تر می کند دوبال تجربه و خلاقیت است که در ارزیابی این دو اهرم، نقش و رنگ خلاقیت، بیشتر است.

در یک کلام می توان گفت روابط عمومی یعنی خلاقیت در تولید اندیشه و پدیده های ارتباطی. خلاقیت عاملی است برای پویایی روابط عمومی. بدون شک در صورت فقدان عامل پویایی آنچه که از حاصل خرمن روابط عمومی بر جای خواهد ماند، تکرار است و کسالت عدم اثر بخشی این هنر لذا کیفیت نیروی انسانی در روابط عمومی عامل بس مهمی است.

نیروی انسانی شاغل در روابط عمومی باید همواره با تکیه بر خلاقیت های فردی، موجبات ارتقاء گروهی را فراهم سازد. روابط عمومی بیمار آن سازمانی است که نه تنها خلاقیت کارشناسان خود را تشویق و ترغیب نمی نماید بلکه در صورت بروز و ظهور نشانه هایی از فعالیت و اندیشة خلاقانه، با آن برخوردی سرد، بی تفاوت و یا تحزیبی داشته باشد.

معمولاٌ تفاوت کیفیت در فعالیت ها در ارزیابی میزان خلاقیت ها روشن می شود و گاه این خلاقیت ها چنان ظریف و لطیف هستند که مخاطب، جلوه ظاهری آن را نمی بیند و تنها اثر و حس آن را درک می کند.

 

اما باید خاستگاه خلاقیت را نیز بشناسیم.

خاستگاه خلاقیت در اندیشه و انگیزه افراد نهفته است. فعالیت های تکراری و کلیشه ای وقتی با روح یک نفر در کشمکش بود، باید دریافت که اندیشه ای متفاوت و کمال طلب، آواز نوگرایی سر داده است.

روح طالب خلاقیت بطور مداوم در حال کنکاش و جستجوست در حال جستن زاویه ای دیگر برای یک نگرش جدید است. اگر دیدگانی تنها گرد و غبار بنشسته بر شیشة پنجره را می بینید، در همین حال دیدگانی متکی بر اندیشه ای متفاوت، مشغول تماشای طراوات و سرسبزی منظر، پشت شیشه است!

 برای انسان فاقد خلاقیت، کلیشه و تکرار نه تنها باعث اذیت و آزار او نمی شود بلکه باعث راحت و آسایش اوست. اما در مقابل، تکرار باعث رنجش انسان خلاق است و رنج پویش، جهت نگاه و پدیده ای نو را برخود هموار می کند.

خلاقیت را در روح طبیعت نیز می بینیم یک اصل مسلم علمی می گوید:

ظاهر هیچ پدیده ای در عالم هستی با ظاهر آن در ثانیه ای بیش شباهت ندارد.

وقتی به پاره ای از فعالیت ها می نگریم با تأسف تمام این سؤال در ذهن آدمی نقش می بندد که تو گویی عامل زمان و مکان انگار هیچ تأثیری بر فاعل این اقدام نداشته است و مصداق این سخن برخی از فعالیت های روابط عمومی است. سالیان سال گذشته است، روش ها و تکنیک های متعددی ظهور کرده اند، اما ما همچنان به یک شیوه تکیه داریم و به یک سبک و سیاق ره می پوئیم!

آری اگر بپذیریم روابط عمومی یک هنر است، باید بپذیریم هنر بدون خلاقیت نیز یعنی رکود و بی اثری پس چاره، از خلاقیت ها و نوآوری ها باید جست و اندیشه های خلاق را باید ستود و به جمع خود جذب کرد و در صدر نشاند تا حرکت هنر هشتم و روابط عمومی را همواره رو به صدر و صعود تماشا کنیم.

 

منبع: شارا(شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران) 

 

10اسفند 1388

/ 0 نظر / 50 بازدید